Posts

Showing posts from August, 2020

فرضیه مرکز دو هسته ای تنظیم قند خون

پیشتر چنین تصور میشد که فزایش و کاهش قند خون صرفا توسط مرکز کبدی احساس میشد و توسط هورمونهای کبد انسولین و گلوکاگون تنظیم میشد. اما چنین بنیان تنظیمی که صرفا مبتنی بر غلظت مواد  بنا نهاده شده باشد با ظرافت تنظیمی که در مغز  برای کارهای دیگر انجام میشده،  بسی دور بود. این شکل نگاه بیشتر لایق پروکاریوت ها و یوکاریوت های اولیه بود که بر مبنای شیمیوتاکسی به حیات خود ادامه میدادند و نه انسانی که به بالاترین درجه شعور دست یافته است. باری تردید من به تنظیم قند خون سالها پابرجا بود تا اینکه از مجموع شواهد پراکنده که دنبال رد پایی از تنظیم قند خون در مغز میگشتند ، فرضیه ای شکل دادم: فرضیه مرکز دوهسته ای تنظیم قند خون.   لایه های تو در توی مغزی و ارتباطات بیشمار سلولهای عصبی با همدیگر مانع بزرگی در سر راه پیدا کردن اثر انگشت مغز در تنظیم قند خون بوده و هست. اساسا  دو راه برای پرده برداشتن از حضور مغز در تنظیم قند خون وجود دارد: یا به اندازه کافی شواهدی که بخش هایشان با هم همپوشانی دارند را بدست اوریم و از کنار هم نهادن انها به نقشه نهایی دست پیدا کنیم، و راه دوم اینک...

چرا ریسک ابتلا به دیابت در ورزشکاران بعد از بازنشستگی بالاست ؟

امروز در سایه دانش ام در مورد نقش چربی قهوه ای در  کاستن از قند خون،  میتوانم این نتیجه را بگیرم که افراد ورزشکار در زمان قبل از بازنشستگی بخاطر فعالیت بالای خود، دارای میزان زیادتری از چربی قهوه ای هستند. بعد از بازنشستگی چربی قهوه ای انها که  میزانش به ورزش و تحرک وابسته هست، تحلیل میرود. درحالیکه به همان میزان که از وزن و اندازه چربی قهوه ای آنها کم میشود، از حجم معده و روده انها کم نمیشود. در نتیجه در حالیکه  میزان  غذایی ورودی کاهش نیافته، توان دفع قند زاید از طریق گرما ، بسیاری کاسته شده!  توصیه من به ورزشکاران ( بویژه فوتبالیست های ) عزیز  این هست که وقتی بازنشسته میشوند، یکی از این دو کار را انجام دهید: یا از میزان غذایتان کم کنید و یا فعالیتی مناسب شرایط بازنشستگی تان انجام دهید   If athelets adopt a lifestyle that does not include a significant amount of physical activity their risk of chronic disease increases dramatically

سوزاندن زباله ها در درون خانه

بخشی از سیستم زنده در این سمت تکامل یافته که بخشی از انرژی که از خارج بدست می آورد را بشکل گرما آزاد کند. در آغاز این مکانیسم برای بقای نوزاد لازم بوده. چرا که در نوزاد نسبت سطح به حجم بالاست و تبادل حرارتی آن در نوزادی زیاد هست. سیستم برای اینکه مانع از تلف شدن نوزاد بشود یک گرمکن درونی برای او قرار داده تا در صورت نیاز آنرا روشن کند. بقیه حیوانات دوره زادو ولدشان به زمانی محدود شده که هوا معتدل هست و نیاز چندانی به گرمکن درونی در آنها نیست. اما انسان ها که استعبادی برای زمان تولد خود ندارند و در زمستان هم زاد و ولد می کنند، شاید به این سیستم نیازمند تر باشند. اما مساله افزون از این هست و امروز با حمله بیماری  ای چون دیابت، نیاز به این مکانیسم سابقا مهجور، پیدا شده است. در حقیقت دوای درد انسان مدرن در حفظ و افزایش قابلیت گرمکن داخلی اش هست. اما نه برای گرم شدن بلکه برای رهایی یافتن از زیادی قند خونی که به بدن میرسد. بیشتر شبیه خانواده هایی شده ایم که از فروشگاه بیش از مقدار نیاز خودشان آذوقه میخرند و بعد وقتی فاسد شدند آنها را میریزند در سطل آشغال. حالا بشر دانشمند وقتی دید که نمی...

پارادوکس چربی

از یک طرف باور عمومی این هست که چاقی دلیل دیابت نوع دو هست. از سوی دیگر باور دانشمندان این هست که چربی قهوه ای موجب جلوگیری از دیابت میشود. کدامیک را باید پذیرفت؟ البته راه در رو این هست که ان نوع چاقی که سبب ابتلا به دیابت میشود، چربی سفید هست!  از آنسو دانشمندان پی برده اند که این دو چربی به همدیگر قابل تبدیل هستند. و حالا هم دنبال اینوهستند که پیدا کنند چگونه میشود چربی سفید را به چربی قهوه ای تبدیل کرد! من فکر میکنم این شکل تناقض امیز مواجهه شده با مساله چاقی و دیابت، از اینجا نشات میگیرد که انها بررسی هایشان را روی مقاطع جداگانه ای متمرکز کرده اند و قادر نیستند کلیت مساله  را بصورت یکپارچه درک کنند. قاعدتا اگر بررسی ها  در یک فرد دیابتی انجام پذیرد و یا در یک فرد در حال ابتلا به دیابت  انجام پذیرد، دو دسته جواب متفاوت خواهیم گرفت. ادم دیابتی دیگر تمام سدهایی  که او  را از دیابتی شدن باز میداشته را شکسته و قطعا حکمی که برای او هست و نتایجی که از بررسی او بدست میاید، قابل انطباق به ادم چاقی  که هنوز   دیابت نگرفته نادرست هست. همین قسم کج ب...

صدای پای دیابت 2

 نحوه ارتباط مرکز عالی با مرکز کلان، شبیه کنترل یک کارگاه هست که سگ نگهبانی از ان مراقبت میکند. به محض ورود عوامل تهاجمی سگ واکنش نشان میدهد و باعث میشود که نگهبانی که در اتاق نگهبانی نشسته، دوربین را چک کند و واکنش مناسب را نشان دهد. شاید عاملی که به کارگاه نزدیک شده، کامیون حامل مواد اولیه هست و نگهبان باید در را باز کند. حال بجای سگ میتوان یک رباطی که مانند سگ هست را در نظر گرفت که به ان فرمانهای اولیه داده شده. در حقیقت مرکز کلان اصلی ترین فرمانی که در آن تعبیه کرده اند این هست که به محض اینکه گلوکز وارد سلول بتای تو شد، انسولین ترشح کن. در ادامه تکامل سلول بتا این قابلیت را بدست اورده که میزان ترشح انسولین اش با میزان قند ورودی به درونش متناسب باشد. ترشح انسولین نوعی فرمان به بافت های دیگر هست تا فعالیتی که برای ان مامور شده اند را آغاز کنند. بافت چربی قند خون را به اسید چرب و نهایتا  تری گلیسیرید تبدیل میکند و در همان حال متناسب با میزان فعالیت خود، هورمون های لپتین، اندولپتین، ایزیرسین و فاکتور رشد 21 را به خون میرسید که از روی این مارکر ها مغز قادر به تشخیص میزان فعالی...

چگونه اگاهی درونی ما با حمله دیابتی مقابله میکند(صدای پای دیابت)

بسیار گفته شده که بدن ادمی از نوعی شعور برخوردار هست که میتواند توسط عوامل غیر مادی مانند دعا و اعتقاد به چیزی ، ان شعور درونی را برای درمان نارسایی های درون بدن بکار بگیرد. این مدعی چنان پیش رفته که حتی به گفتگو با ژنوم هم رسیده اند! البته این ادعاهای حدی، چنان غیر قابل آزمایش کردنی بنظر می ایند که علم براحتی از روی انها میگذرد و وقعی به انها  هم نمیگذارد. مع الوصف میتوان سوژه هایی را پیدا کرد که آگاهی درونی بعنوان حدواسطی میان خوداگاهی ما( خواست اگاهانه چیزی توسط ما ) و رخدادهای فیزیولوژیک باشد. مساله حمله دیابتی، میتواند مثال خوبی در این زمینه باشد.  در مساله دیابت ما یک دسته عوامل داریم که بستر لازم برای حمله دیابت را فراهم میکنند(pro).، در مقابل عواملی هم هستند که بر علیه این عوامل تهاجمی رفتار میکنند و از سلامتی بدن دفاع میکنند ( con). از آنجائیکه قوت یافتن عوامل تهاجمی هیچ رد و نشانه ای در خوداگاه ما ندارد، خودآگاه ما هرگز صدای پای امدن دیابت را هم نمی شنود. با این وجود، اگاهی درونی ما قادر هست که از گرد آمدن و انبوه شدن قوای تهاجمی مطلع شده و بر علیه آنها اقدام لازم را...

یک مثال از نحوه تنظیم قند خون

 اگر به افراد روزه دار، هورمون اشتهای نوروپپتید وای( نپوای) تزریق شود، احساس گرسنگی به آنها دست خواهد داد. و این شبیه تزریق ماده بیهوشی به یک جاندار هست که علیرغم میل باطنی خود بیهوش میشود!  حالا اگر به ادم گرسنه، هورمون اشتهای نپوای تزریق شود اما کماکان غذایی در بدن نباشد، چه اتفاقی می افتد؟  در حقیقت اتفاقی خاص نمی افتد. چرا که این تزریق مانند زنگ زدن هست اما اگر کسی در خانه نباشد، قطعا در باز نمیشود. دلیل ان این هست که برای سویچ  میان مصرف قند وارداتی و یا  تولید قند بومی، یک معیار درونی در سلولها وجود دارد و آن سطح انرژی درونی سلول هست. لذا وقتی که کالری وارد بدن میشود، ورود انها به درون سلول هست که عملا به سلول نشان واقعی میدهد که الان وقت برداشت و ذخیره سازی قند از خون هست. این معیار واقعی که سلول ها بر پایه آن رفتار میکنن ، نسبت ADP/ATP  میباشد. اگر میزان ADP بالا باشد، نشانه این هست که سلول در حال گرسنگی هست. در این حالت  حتی اگر سیگنال اشتها هم روشن شود، باز هم کنشی در سلول بتا رخ نمیدهد. چرا که سلول بتا در عمل به موقعیت خودش واکنش میدهد و نه ...

Insulin sensivity

انسولین موثرترین سلاح بدن برای مقابله با افزایش قند هست. این سلاح در حین کارکرد خود، قابلیتش تحت تاثیر عواملی کم یا زیاد میشود. در صورتی که قابلیت این سلاح در مقابله با افزایش قند خون، کاهش یابد، اصطلاحا میگویند که حساسیت انسولینی  پائین امده. در اینصورت بدن برای جبران این پائین امدن حساسیت انسولینی، شروع به افزایش ترشح انسولین میکند. ادامه این روند به دو وضعیت وخیم تر منجر میشود. یا بدن در برابر انسولین مقاومت پیدا میکند و انسولین تقریبا ناک اوت میشود، و یا منبع ترشح کننده انسولین انقدر تحت فشار قرار میگیرد که داغون شده و از کار می افتد. بدن ادمی برای اینکه کاهش حساسیت انسولینی رخ ندهد، راه هایی برای افزایش حساسیت انسولینی یافته. این راه ها مانند تیز کردن لبه شمشیر انسولین می ماند تا همچنان او بتواند به کارکرد خود یعنی خرد کردن قند و پاک کردن خون از وجود قند اضافی هست، ادامه دهد. از جمله راه های افزایش حساسیت انسولینی، ترشح ایریزین، فاکتور رشد- 21 و SIRT1 از بافت چربی قهوه ای هست. نکته جالب توجه اینکه هر سه فاکتوری که حساسیت انسولینی را افزایش میدهند، در صورت در معرض قرار گرفتن با...

کلیات تنظیم اولیه و ثانویه قند خون

 بارها پیش امده که از یک فرد دیابتی بشنوم وقتی عصبانی میشود، قند خونش بالا میرود. حتی اصطلاح قند عصبی هم در شکل عامیانه درست شده. که مثلا فردی که بطور نامرتب قندش حوالی 150 بوده، دکترها بهش میگویند قند عصبی دارد! حال ببینیم این قند عصبی چه صیغه ای هست! بر خلاف تصور عمومی، ما نه یک سطح که دو سطح متفاوت از تنظیم قند را خون دارا هستیم. سطح اولیه که توسط سیستم انسولین / گلوکاگون هست، و توسط کبد هدایت  میشود. اما سطح کمتر شناخته شده تری هم هست که سطح ثانویه پ.ام. او.سی/ن.پ.وای( اختصارا پامسی/ نپوای)  نام دارد. این سیستم در هیپوتالاموس مستقر هست و توسط نرون های ارکوایت ( ARC)  هدایت و رهبری میشود. پیش از اینکه به جزئیات سیستم ثانویه بپردازم مشابهت دو سیستم را توضیح میدهم. همانطوریکه انسولین و گلوکاگون از سلول های بتا و الفا که بشکل جزایر متفرق در لانگرهانس مستقر هستند، ترشح میشود، پامسی و نپوای هم از دو مجموعه  سلول های عصبی که بشکل پراکنده در ARC  ( ارکوایت)  مستقر هستند ترشح میشوند  و کار تنظیم ثانویه را بر عهده میگیرند. جالبتر اینکه مانند سیستم اولیه...

تحلیلی نو از اتفاقی کهنه ( وقتی که ناخوداگاه، ترا از خواب بیدار میکند)

Image
اینکه قند خون در شروع دیابت نوع دو خیلی بتدریج بالا میرود میتواند دو دلیل منطقی  داشته باشد: یا خرابی سیستم تنظیم خون مرحله به مرحله و تدریجی رخ میدهد،  و یا اینکه عامل مقاومت کننده ای در برابر افزایش قند خون وجود دارد که تا حد ممکن از بالارفتن اضافی قند خون جلوگیری میکند، تا اینکه در یک نقطه ای کم میاورد و دیابت آغاز میشود   . تجربیات من از شرح حال بیمارانی که به دیابت مبتلا شده بودند گویای آن هست که ان بیماران در بازه زمانی چند ماه بخش زیادی از وزن شان را از دست داده بودند. در حقیقت این کاهش وزن تدریجی مقدم بر ظهور علایم معروف دیابت از قبیل تشنگی و پرادراری هست. و این  کاهش تدریجی وزن همیشه برایم یک راز بوده. چرا که اگر بدن منابع چربی اش را به جای قند میسوزاند،  پس چرا افزایش قند تدریجی صورت میپذیرفت؟ این یک پارادکس بود. چرا که از یک طرف بیماران کالری ورودی شان کم نشده و از طرفی وزن بدن کاهش یافته!  از همه عجیب تر اینکه قند خون فقط دو برابر شده! برای درک میزان عجیب بودن مساله تنها کافی است در نظر اورید که میزان قند خون ادمی 5 گرم در کل خونش ( 5 لیتر)...