فرضیه مرکز دو هسته ای تنظیم قند خون
پیشتر چنین تصور میشد که فزایش و کاهش قند خون صرفا توسط مرکز کبدی احساس میشد و توسط هورمونهای کبد انسولین و گلوکاگون تنظیم میشد. اما چنین بنیان تنظیمی که صرفا مبتنی بر غلظت مواد بنا نهاده شده باشد با ظرافت تنظیمی که در مغز برای کارهای دیگر انجام میشده، بسی دور بود. این شکل نگاه بیشتر لایق پروکاریوت ها و یوکاریوت های اولیه بود که بر مبنای شیمیوتاکسی به حیات خود ادامه میدادند و نه انسانی که به بالاترین درجه شعور دست یافته است. باری تردید من به تنظیم قند خون سالها پابرجا بود تا اینکه از مجموع شواهد پراکنده که دنبال رد پایی از تنظیم قند خون در مغز میگشتند ، فرضیه ای شکل دادم: فرضیه مرکز دوهسته ای تنظیم قند خون. لایه های تو در توی مغزی و ارتباطات بیشمار سلولهای عصبی با همدیگر مانع بزرگی در سر راه پیدا کردن اثر انگشت مغز در تنظیم قند خون بوده و هست. اساسا دو راه برای پرده برداشتن از حضور مغز در تنظیم قند خون وجود دارد: یا به اندازه کافی شواهدی که بخش هایشان با هم همپوشانی دارند را بدست اوریم و از کنار هم نهادن انها به نقشه نهایی دست پیدا کنیم، و راه دوم اینک...