صدای پای دیابت 2
نحوه ارتباط مرکز عالی با مرکز کلان، شبیه کنترل یک کارگاه هست که سگ نگهبانی از ان مراقبت میکند. به محض ورود عوامل تهاجمی سگ واکنش نشان میدهد و باعث میشود که نگهبانی که در اتاق نگهبانی نشسته، دوربین را چک کند و واکنش مناسب را نشان دهد. شاید عاملی که به کارگاه نزدیک شده، کامیون حامل مواد اولیه هست و نگهبان باید در را باز کند. حال بجای سگ میتوان یک رباطی که مانند سگ هست را در نظر گرفت که به ان فرمانهای اولیه داده شده. در حقیقت مرکز کلان اصلی ترین فرمانی که در آن تعبیه کرده اند این هست که به محض اینکه گلوکز وارد سلول بتای تو شد، انسولین ترشح کن. در ادامه تکامل سلول بتا این قابلیت را بدست اورده که میزان ترشح انسولین اش با میزان قند ورودی به درونش متناسب باشد. ترشح انسولین نوعی فرمان به بافت های دیگر هست تا فعالیتی که برای ان مامور شده اند را آغاز کنند. بافت چربی قند خون را به اسید چرب و نهایتا تری گلیسیرید تبدیل میکند و در همان حال متناسب با میزان فعالیت خود، هورمون های لپتین، اندولپتین، ایزیرسین و فاکتور رشد 21 را به خون میرسید که از روی این مارکر ها مغز قادر به تشخیص میزان فعالیت بافت چربی هست. اگر مغز بر اساس فرامینی که از کلیه بافتها به او میرسد، به این نتیجه برسد که قند خون کماکان بالاست، از طریق مرکز فرماندهی دما، به بافت چربی قهوه ای فرمان میدهد که گلوکز اضافی بدن را حتی اگر شده که به گرما تبدیل کنی، از خون بگیر. در این حالت مانند بالنی که در حال سقوط هست، سرنشینان مجبور میشوند بخشی از وسایل درون بالن را به بیرون پرتاب کنند تا مانع از سقوط بالن بشوند.
یکی از اصلی ترین عوامل تهاجمی، بی حسی انسولین به گیرنده های خودش که در بافت های حساس به انسولین تعبیه شده اند، میباشد. کاهش حساسیت انسولینی احتمالا بخاطر گلیکوزیله شدن گیرنده انسولین ها میباشد. یکی دیگر از عوامل کاهنده حساسیت انسولین، کاهش سیالیت غشایی میتواند باشد که به مروز زمان و با انباشت کلسترول ( کلسترول مانند شن هست و اسیدهای چرب مانند ماسه. هرچقدر نسبت شن به ماسه بالاتر رود، سیالیت غشایی کم میشود و گیرنده ها کارایی شان پائین می اید) پدید میاید. غذاهای پر کالری و پرچربی و بویژه چربی های ترانس در کاهش سیالیت غشا موثر هستند و باعث کاهش حساسیت انسولینی میشوند.
Comments
Post a Comment