چگونه اگاهی درونی ما با حمله دیابتی مقابله میکند(صدای پای دیابت)

بسیار گفته شده که بدن ادمی از نوعی شعور برخوردار هست که میتواند توسط عوامل غیر مادی مانند دعا و اعتقاد به چیزی ، ان شعور درونی را برای درمان نارسایی های درون بدن بکار بگیرد. این مدعی چنان پیش رفته که حتی به گفتگو با ژنوم هم رسیده اند! البته این ادعاهای حدی، چنان غیر قابل آزمایش کردنی بنظر می ایند که علم براحتی از روی انها میگذرد و وقعی به انها  هم نمیگذارد. مع الوصف میتوان سوژه هایی را پیدا کرد که آگاهی درونی بعنوان حدواسطی میان خوداگاهی ما( خواست اگاهانه چیزی توسط ما ) و رخدادهای فیزیولوژیک باشد. مساله حمله دیابتی، میتواند مثال خوبی در این زمینه باشد.  در مساله دیابت ما یک دسته عوامل داریم که بستر لازم برای حمله دیابت را فراهم میکنند(pro).، در مقابل عواملی هم هستند که بر علیه این عوامل تهاجمی رفتار میکنند و از سلامتی بدن دفاع میکنند ( con). از آنجائیکه قوت یافتن عوامل تهاجمی هیچ رد و نشانه ای در خوداگاه ما ندارد، خودآگاه ما هرگز صدای پای امدن دیابت را هم نمی شنود. با این وجود، اگاهی درونی ما قادر هست که از گرد آمدن و انبوه شدن قوای تهاجمی مطلع شده و بر علیه آنها اقدام لازم را بکند. این نوشته در دو بخش عرضه میشود. در بخش اول عوامل دفاعی و تهاجمی را بررسی میکنیم و در بخش دوم این مساله را بررسی میکنیم که چگونه میتوانیم اگاهی درونی را در خدمت خواست و اراده خودمان در اوریم. 

بخش اول : عوامل هجومی و دفاعی در دیابت

 الف - عوامل هجومی در دیابت نوع دو T2D

با بالا رفتن سن، و پائین امدن میزان تحرک ادمی، اولین زمینه های دیابت ظهور پیدا میکنند و اگر تمهیدات لازم را پیشاپیش اتخاذ نکنیم، احتمال ابتلا به دیابت افزایش مییابد.  اجازه بدهید که بگویم خلاصه  داستان  تنظیم قند خون چگونه است:

 برای اینکه یک تنظیم طبیعی قند خون داشته باشیم دو مرکز فعال الزم هست. مرکز اجرایی تنظیم قند خون که در پانکراس کبد هست، و مرکز کنترل عالی تنظیم قند خون که در ناحیه کمانی (آرکوایت) هیپوتالاموس قرار دارد. فعالیت مرکز اجرایی و میزان تاثیر گذاری اش روی قند خون تنها در هماهنگی با مرکز عالی  به نهایت کارکردی خود میرسد. در حقیقت در افراد دیابتی رابطه متقابل این دو مرکز  پیشتر مختل شده و دیابت عارض شده . برای ایفای نقش کامل دو مرکز در تنظیم قند خون، بدن به محض ورود غذا، مرکز اجرایی با ترشح انسولین،  قند موجود در خون را  برای ذخیره سازی به درون سلول های ماهیچه، چربی و همینطور کبد میفرستد.  اما ادامه روند ورود قند خون و ذخیره سازی  آن در  داخل سلول ها در هر یک از بافت های فوق با نظارت و کنترل مرکز عالی صورت می پذیرد.  بدین شکل که میزان فعالیت هر یک از این مراکز ذخیره ای تحت مانیتورینگ بخش کمانی هیپوتالاموس قرار دارد. انگاری دوربین های مداربسته ای در هریک از این بافت ها قرار گرفته باشد و اطلاعات ان توسط بخش کمانی برای انالیز مورد استفاده واقع میشود. نحوه مانیتورینگ هم بدین شکل هست که در صورت فعال بودن هر بافتی، ماده ای ( مارکری) از آن ترشح میشود که گیرنده ای در بخش مغزی برای انها وجود دارد. هرچه قدر میزان ترشح این مواد  از بافت های مربوطه بیشتر باشد، به همان میزان گیرنده های موجود در مغز پر میشوند و نهایتا درکی از میزان  فعالیت بافت مذکور به مغز میرسد و به تناسب فعالیت انها، فرامین لازم به مجموعه های اجرایی فرستاده میشود. نکته جالب توجه اینجاست که مغز بخاطر مرکز فرماندهی بدن بودن، نه تنها مراکز جداگانه ای برای دریافت اطلاعات از بافت های درگیر در تنظیم قند خون را دارا هست و فرامین لازم را به مجموعه های اجرایی ارسال میکند، بلکه با بخش های دیگر مغز هم ارتباط دارد و تبادل اطلاعات میکند. مثلا همین بخش تنظیم قند خون در ارکوایت، با بخشی که دمای بدن را احساس میکند نیز در تبادل اطلاعاتی قرار دارد.

Comments

Popular posts from this blog

صدای پای دیابت 2

سوزاندن زباله ها در درون خانه

کلیات تنظیم اولیه و ثانویه قند خون